شعر
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۳۱
آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است / یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟ / #حافظ
خواندن متنگزیدهای از شعرها، غزلها و متنهای ادبی از شاعران و نویسندگان ایرانی و جهانی
شعر
آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است / یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟ / #حافظ
خواندن متن
شعر
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت / آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت / #حافظ
خواندن متن
شعر
یا رب مکن از لطف پریشان ما را / هر چند که هست جرم و عصیان ما را / #ابوسعید_ابوالخیر
خواندن متن
شعر
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است / چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است / حافظ
خواندن متن
شعر
ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله میرود / وین بحث با ثَلاثهٔ غَسّاله میرود
خواندن متن
شعر
گرچه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود / تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود
خواندن متن
شعر
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟ / پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
خواندن متن
شعر
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم / سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
خواندن متن
شعر
خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست / گشادِ کارِ من اندر کرشمههایِ تو بست
خواندن متن
شعر
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند / محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند / حافظ
خواندن متن
شعر
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست / کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
خواندن متن
شعر
چه مستی است؟ ندانم که رو به ما آورد / که بود ساقی و این باده از کجا آورد؟
خواندن متن