افسانه جاناتان

The Legend of Jonathan

پدیدآورندگان:
سیدمیثم گرامیان
Seyed Meysam Geramian
نقش: نویسنده
عظمت السادات گرامیان
Azamat al-Sadat Geramian
نقش: طراح جلد
ویراستار : سیدپویا رضوی (Seyed Pouya Razavi)
سیدپویا رضوی
Seyed Pouya Razavi
نقش: ویراستار

8,250,000 ریال
موجود در انبار
خلاصه کتاب
داستان با زندگی سخت جاناتان در روستای لومیانت آغاز می‌شود. او به همراه ناپدری ستمگرش، سزار، در کوهستان کار می‌کند و آرزوی رهایی دارد. پس از دیدن رویدادی عجیب در آسمان، پیرمردی سفیدپوش بر مرکبی افسانه‌ای بر او ظاهر می‌شود و مأموریتی بزرگ را به او محول می‌کند: رفتن به غار ملکه تاریکی‌ها و تسخیر قلب ظلمت. جان در این سفر، با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌شود. او گرفتار سربازان پادشاهی به نام ادگار می‌شود و در زندانی در سرزمین گاسپارها زندانی می‌گردد. در آنجا با پرنسس النا آشنا می‌شود که به او در فرار کمک می‌کند. در مسیر، آن دو به سرزمین عجیب مانیفیت‌ها می‌رسند و با سورنا، وزیر آگاه و رازداری آشنا می‌شوند که حقیقت تاریخ پنهان آن دیار را برای جان فاش می‌کند. جان با کمک معجون‌هایی که پیرمرد به او داده است، ولیعهد مانیفیت‌ها را از مرگ نجات می‌دهد و در ادامه، با سورنا، النا و سگ وفادارش پشت‌نقره‌ای، به غار ملکه تاریکی‌ها می‌رسد. در درون غار، سرزمینی شگفت‌انگیز و درهای خاموش را می‌یابد که پر از انسان‌هایی است که در بند آرزوهای نافرجام خود گرفتارند. در این دره، جان با شگفتی تمام پدرش آنتوان را زنده می‌یابد که سال‌ها پیش ناپدید شده بود. آنتوان داستان فریب و سقوط خود را برای جان بازگو می‌کند و جان با شنیدن این روایت، عزم خود را برای رهایی اسرا جزم می‌کند. او با شجاعت، اسیران را به شورش علیه ملکه تاریکی‌ها فرا می‌خواند و پس از نبردی حماسی، با استفاده از آخرین معجون، نیروی اهریمنی ملکه را نابود می‌کند، اما خودش به شدت مجروح می‌شود. پس از خروج از غار، جان و یارانش با لشکر ادگار و مانیفیل (پادشاه مانیفیت‌ها) روبه‌رو می‌شوند. سخنان جان، النا و سورنا، بسیاری از سربازان را به سوی آنها جذب می‌کند و نبردی نهایی درمی‌گیرد که با شکست ادگار و مرگ مانیفیل پایان می‌یابد. در این میان، جان از حضور مادرش ریتا در آنجا آگاه می‌شود که به شدت بیمار است. او با آخرین نیروی خود، معجون باقی‌مانده را به مادرش می‌نوشاند و پس از بدرود با پدر، النا و سورنا، چشم از جهان فرو می‌بندد. کتاب با بیداری ریتا و پایان‌بندی احساسی همراه با تصویری نمادین به پایان می‌رسد.
توضیحات کامل
کتاب «افسانه جاناتان» نوشته میثم گرامیان، یک رمان تخیلی-حماسی با تمی اساطیری و اجتماعی است که داستان پسری جوان به نام جاناتان را روایت می‌کند. او که از زندگی پرمشقت و ظلم ناپدری به ستوه آمده، پا در سفری رازآمیز می‌گذارد تا قلبی تاریک را تسخیر کرده و رازهای کوهستان را بگشاید. در این سفر پرخطر، جان با موجودات افسانه‌ای، پادشاهان ستمگر، نیروهای اهریمنی و حقایقی دردناک روبه‌رو می‌شود که سرنوشت او را برای همیشه دگرگون می‌کنند. داستان در فضایی اساطیری و کهن شکل می‌گیرد و مفاهیمی چون ظلم، آزادی، امید، فداکاری، پیوندهای خانوادگی و مبارزه با نیروهای تاریکی را به تصویر می‌کشد. شخصیت‌های داستان، از جمله پرنسس النا، سورنا، آنتوان و ریتا، هرکدام نقشی کلیدی در تحول و پیشبرد ماجرا دارند. کتاب با نثری توصیفی، دیالوگ‌های عمیق و فضاپردازی‌های خیال‌انگیز، خواننده را به دل کوهستان‌ها، زندان‌ها، غارهای اسرارآمیز و نبردهای حماسی می‌برد.
مشخصات فنی
شابک:
978-622-19945-3-3
نوع انتشار:
کتاب کاغذی
زبان:
فارسی
نوع جلد:
جلد شومیز - براق
قطع:
قطع رقعی 14 * 21
ناشر:
نشر آوا گستر پویا
تعداد صفحه:
237
نوبت چاپ:
1
سال انتشار:
2026
نظرات کاربران (0)
نظر خود را ثبت کنید
نظر شما پس از تأیید مدیر نمایش داده می‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است.